
On the Quiet
オンザクワイエット
در یک روز سرد زمستانی، ایواکی کوه، دانشجوی دانشگاه، قادر به ورود به آپارتمان خود نیست و شیرایشی هیرویا، همسایهاش، پناهگاهی به او پیشنهاد میدهد. در داخل، او از وضعیت نامرتب اتاق شگفتزده میشود که با ظاهر همیشه مرتب شیرایشی در تضاد است. با وجود این، کوه در طول گفتوگوی آنها هیجان آرامی را احساس میکند و به رفتار خجالتی و صادقانه شیرایشی توجه میکند. تنش زمانی ایجاد میشود که کوه شروع به شک میکند که شیرایشی ممکن است احساساتی نسبت به برادر بزرگترش داشته باشد.