
Onborobachi
オンボロバチ
یک برخورد تصادفی در یک روز بارانی، زنجیرهای از رویدادها را آغاز میکند. کوتارو بارها با کانئو، همکلاسی سابق دوران دبستانش، برخورد میکند. پس از اینکه چندین بار نادیده گرفته شد، کانئو ناگهان به کوتارو دستور میدهد که دیگر با او صحبت نکند. داستان به بررسی پویایی در حال تحول میان این دو شخصیت پس از این رویارویی میپردازد.