
Ookami Nanka Kowakunai!
I'm NOT Afraid of Wolves!·狼なんか怖くない!
مِی اینوکای، منشی یک شرکت فناوری اطلاعات، عاشق سگهاست و یک شب در شب ماه کامل، یک گرگ ضعیف را نجات میدهد. صبح روز بعد، او یک گرگینه را در تختخوابش کشف میکند که هم او را حمله میکند و هم بوسه میزند. این گرگینه به نام سوبارو کاگهیاما، رئیس intimidating شرکتش شناسایی میشود. پس از فاش شدن رازش، مِی بهطور غیرمنتظرهای به عنوان منشی او منصوب میشود. داستان عناصر فراطبیعی را با یک فضای اداری عاشقانه ترکیب میکند و رئیس گرگینهای محتاط و منشیای مهربان و سگدوست را به تصویر میکشد.
