

Ookina Enban no Shita de
Beneath the Giant Saucer·大きな円盤の下で
Inami Nitta شانزدهساله روی قلهٔ کوهی به هوش میآید، بیآنکه بداند چطور آنجا رسیده و در حالی که یک ماه کامل از حافظهاش غایب است. عجیبتر از آن، بشقابپرندهای است که مدام گوشهٔ چشمش سوسو میزند، سپری اسرارآمیز که نگذاشت ماشین زیرش بگیرد، و همکلاسیای که یکباره اصلاً شبیه خودش رفتار نمیکند. سرهم کردن اینکه چه بلایی سرش آمده، به مسئلهای فوری تبدیل میشود.

