

Osananajimi to Iu dake dewa
幼馴染みというだけでは
ایتسکی و هارو از کودکی با هم صمیمی بودهاند. هارو احساساتی نسبت به ایتسکی دارد اما آنها را پنهان میکند. پس از پیشنهاد ازدواج، ایتسکی جدیت موضوع را درک نمیکند. هارو تصمیم میگیرد که بودن در کنار او کافی است. این باور زمانی مورد آزمایش قرار میگیرد که ایتسکی به طور غیرمنتظرهای برای یک هفته در خانه هارو اقامت میکند. این موقعیت هارو را مجبور میکند تا با احساسات خود روبرو شود.