
Pagoehareo Watseumnida
파괴하러 왔습니다
خدای گیاهانی به نام Elijah پس از ۲۰۰ سال زندانی شدن بهطور ناعادلانه، به بدن Roselita Derman، یک مارکی در حال مرگ، نفوذ میکند. او که تصور میکرد دنیای رمان سادهتر خواهد بود، کشف میکند که مرگ Roselita خودکشی نبوده و تصمیم میگیرد هویت او را کشف کرده و آبرویاش را بازگرداند. او با مقاومت، بهویژه از سوی عمویش Benjamin، مواجه میشود و با پیچیدگیهایی در مورد نامزدش، یک شاهزاده، روبرو میگردد. در میان این چالشها، او احساساتی را تجربه میکند که تنها در داستانها خوانده بود.