
Pokgun Nampyeoni Dallajyeosseoyo
My Husband's Reversal·폭군 남편이 달라졌어요
ایدریس پس از اینکه توسط یک قاتل به شدت مجروح میشود، یقین دارد که در آستانه مرگ است، تا اینکه همسرش، خالد، آرشیدوک ترسناک کالتس، پیشنهاد نجات او را میدهد. او یک سال زودتر، در روز عروسیشان، با شانس دوبارهای برای زندگی بیدار میشود. با این حال، خاطرات او با حال حاضر در تضاد است؛ خالد که زمانی حاکمی بیرحم بود، اکنون مهربان و دلسوز به نظر میرسد. ایدریس نمیداند آیا زندگی قبلیاش یک کابوس بوده یا گذشتهاش تغییر کرده است. برای کشف حقیقت و بقا، او باید به نیتهای خالد تکیه کند.

