

Ppyeosamchon
뼈삼촌
یک خط زمانی آیندهای تیره و تار، جامعهای را تصور میکند که پیوندهای خانوادگی را از یاد برده است؛ جامعهای فرسوده از یک جنگ طولانی که بازماندگانش را از نظر جسمی دگرگون کرده و از نظر عاطفی از خودِ مفهوم انسان بودن جدا ساخته است. شخصیتهای اصلی بدنهایی دارند که از انسانیتِ شناختهشده فاصله گرفتهاند، آثار باقیمانده از این درگیریِ ممتد، و داستان روایت میکند که چگونه آنها از طریق رشتهای از دیدارها و نقطهعطفها، گامبهگام به سوی حس کردن، ارتباط و هویت بازمیگردند. روایت بر بازسازی آهسته همدلی در جهانی متکی است که بنیادیترین پیوندهایش را از یاد برده است.
