
Qi Rishi Gu Hunyue
七日蚀骨婚约
ژنگ لینگ شی میخواهد صاحب فرزند شود اما تمایلی به ازدواج ندارد. او برای یافتن پدر نوزاد به یک بار میرود، هرچند از درگیر کردن مستقیم رئیسمستقیم خود پرهیز میکند. پس از برخی مکالمات و چالشها، او با موقعیت دشواری با رئیس شرکت روبرو میشود، چه در محیط کار و چه خارج از آن. وقتی دیگر نمیتواند تنش را تحمل کند، مستقیماً از او میپرسد که چه میخواهد. او با خنده پاسخ میدهد و پیشنهاد ازدواج میدهد.