
Qin'ai De Moshengren
亲爱的陌生人
ژنگ ویوی، که احساس ناامیدی میکرد، بهطور غیرمنتظرهای با گو چانگآن، کسی از گذشتهشان که در ابتدا آنها را بهخاطرسپرده نبود، دوباره ارتباط برقرار میکند. پس از یک حادثه در محل کار که منجر به آزار و اذیت و سری از ناهماهنگیها میشود، گو چانگآن همچنان پیشنهاد کمک میدهد. جملهای گفته میشود: «تو همانقدر فراموشنشدنی هستی که بهخاطرم هست.»