
●REC
●REC
مردی میانسال و دانشآموزی جوان کنار هم روی تخت نشستهاند. او بازوی خود را دور شانهی او میاندازد و آرام در گوشش زمزمه میکند، تا او را وادار کند رو به دوربینی که بین آنها قرار دارد بایستد. روایت بر اساس ضبطی است که دوربین در نتیجهی این دستور پچپچکنندهی او به دست میآورد.