
Ren Di Zuo Fu
认敌作父
چییه خود را در قالب یک بچه گرگ ضعیف بازنشسته مییابد و باید برای بقا سریع عمل کند. برای زنده ماندن، او با اکراه دشمن خونآشام خود را «پاپا» خطاب میکند و یک زندگی دردناک و بیهدف را تحمل مینماید. فان شییه که پتانسیل او را میبیند، اصرار دارد که چییه حیوان خانگی نجیب او شود. آنها که زمانی دشمن بودند، اکنون دینامیکی پیچیده دارند؛ یکی به عنوان دستیار نظافت و دیگری به عنوان حیوان خانگی نجیب. داستان رابطه در حال تحول آنها و این موضوع را بررسی میکند که آیا چییه میتواند آنچه را از زندگی گذشتهاش از دست داده است، بازیابی کند یا خیر.