
Renai Catalogue
恋愛カタログ
هاناموتو میکا، دختر هفدهسالهای خجالتی و خودآگاه، از طریق فالگیری و مجلات عاشقانه به دنبال عشق و راهنمایی است. او در یک قرار گروهی با دوستانش شرکت میکند و تاکادا را ملاقات مینماید و بلافاصله شیفته او میشود. آنها دوباره در مترو با هم روبرو میشوند، جایی که میکا در مقابل او زمین میخورد و از روی شرم فرار میکند. آنها در قرار گروهی دیگری دوباره دیدار میکنند، اما تاکادا او را از اولین ملاقات به یاد نمیآورد، هرچند حادثه مترو را به خاطر دارد. او عذرخواهی میکند و توضیح میدهد که در ملاقات اول به دلیل از دست دادن لنزهای تماسیاش دید واضحی نداشته است. میکا با تشویق شدن توسط توضیحات او، با پیشنهاد قرار عاشقانه با او، هر دو را شگفتزده میکند. داستان چالشها و تجربیات میکا، تاکادا و دوستانشان را در طی کردن مسیر روابط و جستجوی عشق بررسی میکند.