
Revenge
リベンジ!
معلمی که به فشار آوردن به دانشآموزان ضعیف معروف است، از نیشیهارا دعوت میکند تا در کلاسهای جبرانی برای امتحان مجدد شرکت کند و این موضوع پرسشهایی درباره ماهیت جلسات خصوصی آنها و اینکه آیا نیشیهارا موفق خواهد شد یا معلم را افشا میکند، ایجاد مینماید. نویسندهای با اشتیاق به مسائل جنسی و سردبیرش که عینک به چشم دارد، با موقعیتی روبرو میشوند که در آن سردبیر عینک خود را برمیدارد و نویسنده را در معرض خطر قرار میدهد. پس از ۱۳ سال جدایی، دوستان دوران کودکی کانسکه و نائوکی دوباره همدیگر را ملاقات میکنند و مشخص نیست که آیا این دیدار ناشی از محبت است یا انتقام.