
Rikara
利火羅
این مجموعهای از داستانهای مستقل است: در یکی، پسر نامشروع یک پادشاه با تمسخر برادرانش روبرو میشود اما انگیزه خود را از زندانیای که فرشتهای سقوطکرده مینامد، میگیرد. در داستان دیگر، قضایی که احساسات یکطرفهای نسبت به مافوق خود دارد، در یک زندانی فراموششده همدمی ناخواسته پیدا میکند. روایتی دیگر از ژنرال و اربابش حکایت میکند که پس از ویران شدن همه چیز، بالاخره احساسات یکدیگر را درک میکنند. داستان دیگری دو فارغالتحصیل فوتبال دبیرستانی را در بر میگیرد که ازدواج میکنند اما برای یافتن زمان تنهایی با مشکل مواجهاند. در نهایت، کاپیتان تیم بیسبال پس از برخورد تصادفی توپ به دفتر مدیر، به خدمتگزار دانشآموختهای ثروتمند و جذاب مدرسه تبدیل میشود.