
Saenggakaebolge
생각해볼게
دختری پانزده ساله به نام Go Young-Hui از روابط انسانی دوری میکند و نسبت به مفاهیمی مانند خانواده و عشق احساس ناامنی دارد. دیدگاه او زمانی تغییر میکند که همکلاسیاش، Kim Kang-Ah، احساساتش را ابراز میکند. شرایطی پیش میآید که آنها را مجبور به زندگی مشترک میکند و Go Young-Hui را در موقعیتی دشوار قرار میدهد. او با احساسات خود نسبت به Kang-Ah و انتظارات اطرافیانش، از جمله والدینش، عمویش و همکلاسیها، دستوپنج نرم میکند. در حالی که با این واقعیت جدید کنار میآید، شروع به پرسش درباره افکار و نیتهای دیگران میکند. او در دوران نوجوانیاش با بزرگترین چالشی که خود میداند، روبرو میشود. پس از بستن کتابش، وارد دنیای واقعی میشود، بدون اینکه بداند تأملاتش چه نتیجهای به همراه خواهد داشت.