
Sangatsu no Niwa kara
三月の庭から
زنی جوان در باغی آرام در ماه مارس به گذشتهاش میاندیشد و زمانی پر از آشفتگی عاطفی و تصمیمهای دشوار را به یاد میآورد. او کسی را تشویق کرده بود تا آزادانه عمل کند و هر کاری که میخواهد انجام دهد، هرچند خودش با احساسات باقیمانده از کینه و پشیمانی دستوپنج نرم میکرد. با وجود اینکه هر دلیلی برای نفرت از کسی که به او بدی کرده بود داشت، نتوانست کاملاً از پسِ آن برآید. روایت لحظهای از دروننگری را به تصویر میکشد که در آن احساسات حلنشده و سنگینی انتخابهای گذشته همچنان بیپاسخ ماندهاند.