
Sangmunim, Sonman Japgo Jalgeyo
상무님, 손만 잡고 잘게요
بک دانهوی، هکر ماهر با کلاه سفید، به دلیل کابوسهای مکرر در شبهای بارانی با مشکل بیخوابی دستوپنج نرم میکند. پس از شبی غیرمنتظره که با کوان تائهسان، مدیر اجرایی گروه تائهجو میگذراند، او برای اولین بار به خوابی آرام و بیدغدغه دست مییابد. این اتفاق منجر به موقعیتی میشود که او صراحتاً از او درخواست میکند تا هنگام خواب دستش را در دست بگیرد. داستان به بررسی رابطه در حال رشد بین دو فرد شایسته میپردازد که از طریق این رویداد به هم نزدیک میشوند.