
Saru Mono wa Hibi ni Utoshi
去る者は日々に疎し
میکوتو در خانه تدفین بودایی رنگدو مشغول به کار است و همچنان تحت تأثیر از دست دادن دوستدختر سابقش قرار دارد. او توانایی تشخیص حضور مرگ در دیگران را دارد. با مواجهه با بازیگر فیلمهای بزرگسالان میرای، اندوه عمیقی را در درون او حس میکند. داستان به بررسی موضوعات زندگی و مرگ، گذشته و آینده، و همچنین امید و ناامیدی میپردازد. این اثر زندگی را از دیدگاهی نزدیک به پایان به تصویر میکشد.