

SE
エス-イー
اوکا شیرو، دانشجوی ۲۲ ساله علوم کامپیوتر، آخرین روز خود در دانشگاه را صرف تلاش برای نزدیک شدن به دختری میکند که اغلب در قطار کتابهای برنامهنویسی میخواند. در لحظهای معذبکننده، او به طور تصادفی کیف او را میزند و محتویات آن از جمله یک آستین جنسی روی زمین میریزد. دختر آن وسیله را برمیدارد و با عصبانیت فرار میکند. اوکا برای اینکه از این موضوع عبور کند، تمرکز خود را بر شغل جدیدش به عنوان مهندس سیستم معطوف میکند. با این حال، سرنوشت او را دوباره با همان دختر مواجه میسازد و زمینه را برای تحولات غیرمنتظرهی بیشتر فراهم میکند.

