
Seibonjinden
聖凡人伝
مرد جوانی که در فقر و ناامیدی دستوپنج نرم میکند، در آپارتمانی زندگی میکند که در آن آویختنها رایج است. او درست در آستانه پایان دادن به زندگیاش در یک صخره، هنگام صرف آخرین وعده غذایی با زنی آشنا میشود و آنها شب را با هم میگذرانند. وقتی بیدار میشود، زن ناپدید شده و سه یادداشت خودکشی در پشت سر به جا گذاشته است.