

Seishun Forget!
青春フォーゲット!
ناتسکی تایو به زندگی صادقانه باور دارد. در اولین روز دبیرستان، او در مسیر مدرسه با دختری آشنا میشود، بلافاصله عاشق او میشود و پیشنهاد ازدواج میدهد. دختر قبول میکند اما پیش از آنکه هویت خود را فاش کند، فرار میکند. روز بعد، او کشف میکند که آن دختر همکلاسی اوست و احساس میکند سرنوشتی آنها را به هم پیوند داده است. با این حال، روز بعد، دختر دیگر او را به یاد نمیآورد و ناتسکی از دلیل این فراموشی ناگهانی شگفتزده میشود.