
Seishun Protagonist
青春プロタゴニスト
یک پسر دبیرستانی به این باور است که قادر به تجربه عشق نیست، هرچند دلیل آن مشخص نیست، در حالی که یک همکلاسی دختر نسبت به او احساساتی پیدا میکند. روایت داستان، رابطه آنها را به عنوان یک داستان عاشقانه بررسی میکند و بر مبارزه درونی پسر با ناتوانی ادراکشدهاش در دوست داشته شدن یا پاسخ دادن به عشق تمرکز دارد. این داستان به این ایده بازتاب میدهد که هر کس شخصیت اصلی زندگی خود است، اگرچه همه قادر به پذیرش کامل این نقش نیستند.