
Seiya, Mayoeru Kohitsuji ni
聖夜、迷える子羊に
کوندو ناگی بارها در شب کریسمس توسط نامزدانش خیانت دیده و این امر باعث شده است که از مردان بیمیل شود. او برای دریافت کمک به خدمات مشاورهای یک کلیسا مراجعه میکند و در آنجا با کشیشی بسیار خوشتیپ آشنا میشود که گویی از او متنفر است. این دیدگاه پرسشهایی را درباره سرنوشت ناگی برای باقی ماندن در تنهایی و بیعشق بودن برمیانگیزد.