

Senketsu no Elf
鮮血のエルフ
پسری انسانی به نام Imina و دختری انسانی در روستایی دورافتاده، و پسر و دختر الفی که در جنگل زندگی میکردند، پیوندی ناگهانی با یکدیگر برقرار کردند. همزیستی مسالمتآمیز آنها زمانی برهم خورد که الفها به دنیای انسانها حمله کردند و این چهار نفر را به سرنوشتهای جداگانهای سوق دادند. پسر انسانی، Imina، و دختر الف، Ellis، در نهایت در میدان نبرد با یکدیگر روبرو شدند. Imina شمشیری سرخرنگ به دست دارد که با خونی آغشته است که همچنان تیغهاش را لکهدار میکند. داستان به عنوان یک فانتزی تاریک حول محور درگیری آنها و انتخابهایی که آنها را به اینجا رسانده است، پیش میرود.
