

Shanu
沙奴
شاهزادهای از مناطق غربی مورد حمله مهاجمان قرار گرفت و پیش از آنکه در جریان فرار جان خود را از دست بدهد، صاحب پسری شد. این کودک که برای بقا در مرزها رها شده بود، پیش از پیوستن به گروهی از بردهها، مدتی گدایی کرد. در آنجا، او با مرد جوانی با موهای بلند آشنا شد و پیوندی با او برقرار کرد. شاهزاده که مصمم به انتقام از مادر و پادشاهیاش بود، برای کسب اعتماد نخبگان به عنوان کارگر ساده مشغول به کار شد. با کمک آن مرد جوان پس از آگاهی از هویت واقعیاش، او نقشهای برای کشتن پادشاه در حین یک ضیافت کشید.