
Sheikh ni Sarawarete
Desert Warrior·シークにさらわれて
زنی از عهدی که با معشوق سابقش، شیخ طارق، بسته بود یاد میکند؛ زمانی که او تهدید کرده بود اگر وارد قلمرویش شود، او را در قفسی زیبا زندانی خواهد کرد. سالها بعد، او به سرزمین بیابانی او سفر میکند و طارق وعدهاش را عملی میسازد و او را به کاخ صورتیرنگش میبرد. او امیدوار است رابطهشان را دوباره زنده کند، اما طارق ممکن است از بازگشتش استقبال نکند، در حالی که از دلیل واقعی رفتن او در گذشته بیخبر است.