
Shitteru yo.
知ってるよ。
ساواتا با سکوت کردن و لبخند زدن از درگیری دوری میکند و علاقه چندانی به زندگی روزمره مدرسهاش ندارد. همه چیز زمانی تغییر میکند که متوجه میشود هوشیزا از آن سوی کلاس به او خیره شده است. ظاهر متمایز و نگاه شدید هوشیزا توجه ساواتا را جلب کرده و احساساتی را برمیانگیزد که از وجودشان بیخبر بود. ساواتا که از قصد هوشیزا مطمئن نیست، در این فکر فرو میرود که آن دانشآموز دیگر چه میخواهد و چگونه باید پاسخ دهد، چرا که دیگر نمیتواند بیتفاوت باقی بماند.