
Sindanggwi
신당귀
کودکی به نام Yul همراه با سایر کودکان وارد معبد ممنوعهی روستا شد و هیولایی را بیدار کرد که پیش از ناپدید شدن، آنها را کشت. Yul مقصر شناخته شده و تبعید شد. پس از سالها، او برای رویارویی مجدد با این موجود به آنجا بازمیگردد. Ji-Soo، پسر شمن، به او اطلاع میدهد که تنها کسی که در معبد را باز کرده، میتواند آن را دوباره ببندد.