
Sinui Sarangeul Banneun Ai, Hwanggeumbit Gratia
Beloved Golden Light Gratia·신의 사랑을 받는 아이, 황금빛 그라티아
گریشا تاکنون عشق خانوادگی را تجربه نکرده است. روزی، او ناگهان در میان رؤیایی غرق میشود که سرشار از ثروت، نجابت و خانوادهای دلسوز است. پیش از آنکه این رؤیا محو شود، آنها عشق خود را ابراز کرده و وعده میدهند که پس از آنکه او از آزمونها جان سالم به در برد، دوباره با او دیدار خواهند کرد. بعدها، مردی او را به منور لوشیفالو میآورد، پس از گزارشهای مربوط به کودک گمشده. در آنجا، او با همان خانوادهای که در رؤیای خود دیده بود، روبهرو میشود. پرسشهایی درباره اینکه آیا او فرزند گمشده آنهاست و آیا رؤیای او پیشنگری آینده بوده است، مطرح میشود.

