
Sonna no Koi Janai
そんなの恋じゃない
مجموعهای از داستانها به بررسی این ایده میپردازد که چه چیزی عشق محسوب نمیشود. یکی از داستانها ماجرای مامی را دنبال میکند که احساس میکند رابطهاش با دوستپسر دیرینهاش کسلکننده شده است. پس از آنکه همکارش بهطور غیرمنتظرهای او را میبوسد، او نسبت به احساساتش نسبت به دوستپسرش دچار تردید بیشتری میشود. در نتیجه، رابطه را پایان میدهد. روایت سوال میکند که آیا احساسات او از ابتدا عشق بودهاند یا خیر.