
Spell
·スペル
یک دانشجوی سال دوم دانشگاه از دوریجویی از گردهماییهایی که در آنها زنان را بیصداقت و رویدادها را بیفایده میداند، خودداری میکند. وقتی یک دوست نزدیک از او درخواست کمک میکند، با بیمیلی به یکی از این مراسم میرود. در آنجا، با آشنای قدیمیِ دوستش دیدار میکند و به سرعت با هم صمیمی میشوند. با این حال، این آشنای قدیمی در یک رابطه است و دانشجو به تدریج بیشتر به او جذب میشود. او در کشمکش است که آیا احساسات رو به رشدش را آشکار کند یا خیر.