
Stardust Wink
スターダスト・ウインク
آنا از کودکی با سو و هیناتا دوست صمیمی بوده است و اگرچه به اناموتو، دانشجوی سال اولی، علاقهمند میشود، اما شکلگیری یک رابطه به دلیل ابهامات پیرامون پیوند او با آن دو پسر دشوار است. پس از اینکه آنا متوجه میشود سو دوستدختری دارد، احساس فقدان میکند و اوضاع زمانی وخیمتر میشود که دوستدختر سو به دسترسی آنا به اتاق او اعتراض میکند که منجر به جدایی آنها میشود. آنا سپس تصمیم میگیرد به اناموتو اعتراف کند که او نیز میپذیرد. با این حال، وقتی سو از رابطه آنها آگاه میشود، ناراحت میگردد. در قرار اولشان، آنا خاطرهای از کودکی درباره یک سنجاب به نام کوکو را تعریف میکند که اناموتو با پرسشی شگفتانگیز درباره اینکه او واقعاً به چه کسی علاقه دارد، پاسخ میدهد. وقتی آنا تأیید میکند که او است، اناموتو تلاش میکند او را ببوسد، اما آنا دچار وحشت میشود و از سو و هیناتا کمک میخواهد که آنها به طور غیرمنتظرهای ظاهر میشوند. پس از این حادثه، آنا رابطهاش را با اناموتو پایان میدهد و نمیداند چگونه به پیش برود. با وجود اطمینان او از اینکه رابطهاش با سو و هیناتا همیشه دوستانه باقی خواهد ماند، داستان با اعتراف سو به احساساتش و درخواست او برای قرار گذاشتن با آنا به پایان میرسد.


