
Suki to Okaeri
好きとおかえり
سوتا از دوران دانشجویی در یک خانه اشتراکی با دوستانش که کار پارهوقت انجام میدادند زندگی کرده است، اما بیشتر آنها برای دنبال کردن اهداف خود یا تشکیل خانواده رفتهاند. اکنون تنها سوتا و ریو باقی ماندهاند که هر دو همسن هستند. وقتی سوتا از تنهایی خود شکایت میکند و از ریو التماس میکند که نرود، ریو میگوید چون او را دوست دارد نمیرود. سوتا مطمئن نیست که منظور ریو از «دوست داشتن» چه نوع احساسی است و این موقعیت برای او گیجکننده میشود.