
Ta Zhuzai Ni Xinli Haoduonian
She Had You At Hello·她住在你心里好多年
ییشیانگ نوان پس از پنج سال غیبت که ناشی از دروغ شنیدن بود، بازگشت. همسر سابقش، سو چن، بلافاصله پس از بازگشتش از او خواستگاری کرد. او او را از زندگی سخت زناشویی آگاه ساخت، اما واقعیت متفاوت از آن بود. ییشیانگ نوان بیتفاوت ماند و بر دنبال کردن عدالت برای کسی که به خانوادهاش آسیب زده بود تمرکز داشت. او خود را وقف کشف حقیقت کرد و همسرش را نادیده گرفت. سو چن ناامید شد و به قولی در گذشته اشاره کرد که بر اساس آن ییشیانگ نوان باید برای محافظت در پشت سر او میماند. او اصرار داشت که کنترل اوضاع را به دست بگیرد. ییشیانگ نوان او را تشویق کرد و حمایت خود را پیشنهاد داد.