
Tada Arifureteita.
ただあり触れていた。
مرد جوانی خاطرات خود را از دختری که در دوران مدرسه با او آشنا شده است بازگو میکند و بر رویدادهای مرتبط با روز ولنتاین و روز سفید تمرکز دارد. داستان تعاملات آنها و احساسات پیوندخورده با این مناسبتها را بررسی میکند. روایت از طریق تأملات و یادآوریهای او ارائه میشود.
