
Taiyou no Kishi
太陽の騎士
هیناتا تحت تأثیر پدرخواندهاش، باور کرد که دیگر نمیتواند دوست دوران کودکیاش، تاتسویا را دوست داشته باشد و خانه را ترک کرد تا به عنوان یک اسکورت کار کند. کرایل، یک کشیش شینتو، نیزهای حاوی قطعهای از نور به او داد. رله، یک شوالیه از معبد خورشید، ظاهر شد و سوگند یاد کرد که از مالک آن قطعه اطاعت و محافظت کند. کرایل پیش از آنکه توضیحات بیشتری داده شود، دستگیر شد. داستان در جلد اول، *Chijoku no Kusabikehen* و جلد دوم، *Kanketsuhen* ادامه دارد.