

Tales of Crestoria: Togabito no Saika
テイルズ・オブ・クレストリア 咎我人の罪歌
کاناتا هیوگر در روستای دالچیا بزرگ شد و از پدرش که یتیمخانهای تأسیس کرده بود و کودکانی از مکانهای مختلف را در خود جای داده بود، تحسین میکرد. اما این تحسین با دیدن پدرش در تنهایی با میسلا، دوست یتیمیاش، از بین رفت و مشخص شد که یتیمخانه بهطور مخفیانه کودکان را به بردگی میفروشد. کاناتا با وحشت و خشم پدرش را کشت و سپس غرق در احساس گناه شد. وقتی روستا از قتل باخبر شد و به دنبال اجرای عدالت بود، کاناتا مصمم بود که زنده بماند.
