
Tamsig
Glotoneria·탐식
در جنگلی در اروپای قرن هفدهم، پسری خونآشام به نام Isaac در سرزمین خود به شکار میپردازد. او دختری به نام Livana را به خاطر موهای سرخ آتشینش که یاد مادرش را برای او زنده میکند، میبخشد. خانواده Livana با بدبختیهای پیدرپی دستوپنج نرم میکنند و او به دلیل رنگ غیرمعمول موی خود طرد شده است. با این حال، Ethan همچنان به او علاقهمند است، در حالی که برادرش احساسات عجیبی نسبت به او دارد. ماهیت تعاملات و احساسات میان این افراد همچنان نامشخص است.

