
Teion Blanket
低温ブランケット
دایسکه، دانشآموز دبیرستانی، شروع به زندگی با عمویش هوییچی میکند که خویشاوند خونی او نیست. در حالی که از هوییچی که قادر به انجام کارهای روزمره نیست مراقبت میکند، دایسکه خود را ناتوان از ترک او مییابد. پس از آنکه مردی مسن هوییچی را میبوسد، دایسکه خشمگین شده و در پاسخ او را میبوسد. او شروع به پرسش از خود میکند که آیا احساساتش محافظهکارانه است یا چیزی فراتر از آن.