
Teiuka Koi ja ne?
っていうか恋じゃね?
ایچینو دانشآموز دبیرستانی است که به دلیل رها شدن توسط پدرش که همراه با اموالشان خانوادهاش را ترک کرد، از مردان متنفر است. او تصمیم گرفته است تا چنان قدرتمند شود که هرگز توسط هیچ مردی شکست نخورد. همچنین آرزو دارد روزی زنی را ملاقات کند که در یک تجربه مهم دوران کودکی با او آشنا شده است. روزی او به اشتباه به مردی حمله میکند که فکر میکند دوستش میابی را آزار میدهد و پس از آن سعی میکند عذرخواهی کند اما ناخواسته آسیب بیشتری به او میرساند. او پس از مواجهههای مکرر که منجر به سوءتفاهمهای بیشتر میشود، نسبت به او و دوستانش احساس نفرت پیدا میکند. ایچینو معتقد است که ملاقات با یک نفر سه بار نشانه سرنوشت است. وقتی مدرسه آغاز میشود، او با تعجب متوجه میشود که هر سه نفر اکنون همکلاسیهای او هستند.