
Tenshi Dattara Yokatta
天使だったらよかった
کاگو، دانشآموز سال اول دبیرستان، از کودکی با تایسی و یونا دوستی نزدیک داشته و امیدوار بوده که سهنفرهی آنها هرگز از هم جدا نشود. دوستی آنها پس از مجروح شدن تایسی دچار تنش شد و در دوران بهبودی او، تایسی و یونا شروع به رابطه کردند. ورود یک پسر مرموز که تایسی را در بیمارستان ملاقات کرده بود، اوضاع را پیچیدهتر کرد.





