
Tenshi wa Maiorita
天使は舞い降りた
مجموعهای شامل پنج داستان کوتاه و یک اومه کوتاه. در داستان نخست، تاکي که در جستجوی دوستپسرش هفت بار طرد شده است، در حیاط مدرسه یک پر سفید کشف میکند که باور بر این است که آرزویی را برآورده میسازد. همکلاسی او آکیرا نیز یکی از آنها را پیدا میکند و این پرسش را ایجاد میکند که آرزوی چه کسی محقق خواهد شد. در داستان دیگری، یوئیکو پس از آنکه یوشییوکی هنگام نجات سگی از زیر ماشین به او لبخند میزند، شیفته او میشود. او مخفیانه او را در فروشگاه حیوانات خانگی که یوشییوکی در آنجا کار میکند تماشا میکند و او در نهایت او را به داخل دعوت مینماید. داستان سوم مینوری و ساکاکی را دنبال میکند که در یک رویداد ورزشی مدرسه با یکدیگر رقابت میکنند و کمکم احساسات خود را نسبت به هم درک مینمایند. داستان دیگری پویایی میان تودا فومیو و تودا کئیسوکه را بررسی میکند، دو دانشآموز با نام خانوادگی یکسان که به خاطر آن مورد تمسخر قرار میگیرند. داستان پایانی کوهارو، دختری شاد که اغلب توسط هگیوارا مورد تمسخر قرار میگیرد، معرفی میکند تا اینکه او ناگهان متوقف میشود و این امر باعث میشود کوهارو فقدان او را احساس کند.