
Union!
·ゆにおん!
یوتا توسط یک زن بیگانه ربوده شد و بعدها دچار ترس از زنان گردید. او اکنون مدیریت یک حمام عمومی را بر عهده دارد که باعث دردسرهای زیادی برای او میشود. دختری به نام Uni ظاهر میشود و ادعا میکند که دختر زنی است که او را ربوده بود. او توضیح میدهد که مادرش یوتا را بررسی کرده و به خاطر این کار جایزهای دریافت کرده است و اکنون میخواهد جبران کند. مادرش به Uni دستور داده بود که پیش از بازگشت به خانه، درخواست یوتا را برآورده کند. یوتا از او میخواهد که به کمدردترین روش ممکن به درمان ترسش کمک کند.