
Urusai Kurai no Kokuhaku Kudasai
うるさいくらいの告白ください
هایاشیدا توانایی شنیدن صداهای درونی دیگران را دارد، اما نمیتواند صدایی از کاپیتان تیم فوتبال دریافت کند و گمان میکند که او شاید شخص سرنوشتساز اوست. او آرزوی دیدار کسی را دارد که در ذهنش صدایی تولید نکند تا بتواند ارتباطی عمیق برقرار کند. در حالی که کاپیتان را تماشا میکند، حتی زمانی که کنار مورای سنپای بلندگو و پرحرف نشسته است، آرامش خود را حفظ میکند. این داستان رابطه غیرقابل پیشبینی بین یک رواننوا و یک همکلاسی را بررسی میکند. در کلاسها، کسانی محبوب و کسانی منزوی هستند که معمولاً هرگز با هم ملاقات نمیکنند. با این حال، با وجود تفاوتهایشان، این دو فرد شباهتهای بیشتری نسبت به آنچه تصور میکنند دارند.