
Utsushimi no Hana
うつしみの花
تاسونا پس از آنکه به یک نجیبزاده فروخته شد و مورد آزار و اذیت قرار گرفت، طبق دستور دوران کودکیاش به کوهستان فرار میکند تا شاگرد سابق پدرش را بیابد. او از شدت خستگی فرو میریزد و در غاری بیدار میشود که آذری، مردی که او را به عنوان همان کسی که به دنبالش است میشناسد، حضور دارد. تاسونا التماس میکند تا شاگرد آذری شود.