

Vahlia no Hanamuko
ヴァーリアの花婿
واهلیا نام زنی است که با جیرو نامزد بود، اما او بدون هیچ توضیحی ناپدید شد. چهار سال بعد، او به برادر کوچکتر جیرو قول داده شد. در شب جشن نامزدی جدیدش، او برای جستجوی جیرو راهی میشود. کودکی اژدها به نام کیتو و کاهنی به نام شوان منتظر روزی هستند که کیتو به اژدهای آسمانی تبدیل شود. آلتزا در سرزمینی سرد و برفی تنها زندگی میکند تا اینکه ساحری به نام لیا در نزدیکی خانهاش از هوش میرود. او از لیا ممنوعیت استفاده از جادو را تحمیل میکند و درباره زندگی خارج از دنیای جادو به او میآموزد، اما پرسشهایی درباره نفرت او از جادو، نحوه فرار لیا از شهرش و آنچه در انتظار بازگشتش است، باقی میماند. در روستایی دوردست، درخت مقدسی خدای آب را در خود جای داده است. ساسارا یوکی مسئول ردیابی کلمات رو به زوال قراردادی میان خدای آب و روستاییان است. در حین انجام این وظیفه، او با خدای آب روبرو میشود و به کشف حقیقت ماهیت کار روزانهاش میپردازد.
