

Wagaya wa Kiseki de Afureteru
わが家は奇跡であふれてる
هیباری سوزومیا ادعا میکند که کسی است که معجزه خلق میکند. او در یک فروشگاه لباس کودکان کار میکند و عاشق رئیسش، میوشی، است. او بزرگتر است، فرزندی از ازدواج قبلی دارد و با یک بیماری لاعلاج دستوپنج نرم میکند. زمان او ممکن است محدود باشد و هیباری میپرسد که آیا میتواند به تغییر سرنوشت او کمک کند.
