
Waka to Banken
若と番犬
تاکومی مرد جوانی به نام سِیا را از حمله نجات میدهد که بعداً مشخص میشود پسر کومیچو است. به دلیل ظاهر چشمگیرش، سِیا توسط پدرش پنهان نگه داشته شده بود تا از جلب توجه ناخواسته جلوگیری شود. پس از این حادثه، تاکومی مأموریت مییابد که بر سِیا نظارت کند. به زودی، کومیچو به طور غیرمنتظرهای درگذشت و سِیا را بر عهده گرفتن جایگاهش واگذار کرد.