
Wani no Namida
ワニのナミダ
کوهارو بهراحتی تحت تأثیر احساساتش قرار میگیرد و اغلب گریه میکند. او نسبت به نوا-کون، پسری که در کلاس روبروی او نشسته است، کنجکاوی فزایندهای پیدا میکند. با گسترش احساساتش نسبت به او، این احساسات آنقدر شدت مییابند که دیگر نمیتواند آنها را در خود نگه دارد و این امر منجر به گریههای مکررتر میشود. این داستان به بررسی رشد احساسات او و چالشهای بیان آنها میپردازد.